بررسی چهار نسخه‌ی ابتدایی بازی GTA | شروع از اینجا بود

3

بی شک، “یکی از بهترین و بزرگترین فرنچایز های تاریخ بازی های ویدئویی” یکی از اصلی ترین و معرف ترین صفات سری بازی GTA است که همواره شگفتی های فراوانی را از خود بر جای گذاشته است. بازی ای که در آن به دور از هرگونه دغدغه و محدودیت به صورت آزادانه تصمیم می گیرید و به فعالیت هایی که اکثرا مربوط به ناهنجاری های جامعه و کشت و کشتار و سرقت می شوند می پردازید. البته نباید از نظر رواج خشونت و ناهنجاری های عمومی به سری بازی GTA خرده بگیریم، زیرا که گروه سنی مخاطبان آن همواره ۱۸ سال به بالا بوده و مصلما افراد در این سن به آن درجه از پختگی و عقلانیت رسیده اند که تخت تاثیر موضوعات مشاهده شده در یک بازی نظیر بازی GTA قرار نگیرد. پس هرکس که بخواهد از بازی GTA در این زمینه ایرادی بگیرد، باید در نظر داشته باشید که مشکل اصلی از خود اوست!

یکی از سبک های معروف و پرطرفدار در جهان بازی های ویدئویی که چارچوب و تعریف های اصلی خود را به وسیله ی سری بازی GTA بدست آورده، سبک جهان آزاد است که راکستار بهترین موفقیت ها و خلق زمینه های جذاب و متنوع را در این سبک می بیند و به راستی که هم اکنون یک غول به تمام معنا در این سبک شناخته می شود، چرا که با خلق سری بازی GTA توانسته موفقیت ها و توانایی های خود در زمینه های مختلف ثابت کند. از همین رو در ادامه قصد داریم تا به بررسی نسخه های اولیه ی سری بازی GTA بپردازیم و در یابیم که راکستار چگونه توانست به قالب اصلی بازی GTA برسد و تعریف های متفاوتی را در صنعت بازی های ویدئویی از سبک جهان آزاد به ثبت برساند؟ در وبسایت ما یک مطلب جامع تحت عنوان نگاهی اجمالی به تمامی نسخه‌‌های سری بازی GTA موجود است که پیشنهاد می‌شود آن را بخوانید. پس با نکست ۴ گیم همراه باشید.

همه چیز GTA از اینجا شروع شد

تصویری از اولین نسخه‌ی GTA

تصویری از اولین نسخه‌ی GTA

سری موفق و قدرتمند بازی GTA، اولین کلید استارت خود را با عرضه ی عنوانی با همین نام که GTA نام داشت، کار خود را آغاز کرد. درست در سال ۱۹۹۷ بود که بازی GTA توانست خیل عظیمی از طرفداران بازی های ویدئویی را به سمت خود جذب کند و موفقیتی چشمگیر و بزرگ را در کارنامه ی درخشان راکستار به ثبت برساند. در بازی GTA به نوعی سعی شده بود تا تمامی مرز ها و محدودیت هایی که برای یک فرد عادی در دنیای واقعی وجود دارند، شکسته شوند و دنیایی بدون محدودیت و کاملا آزاد را در زیر پای گیمر و صد البته شخصیت اصلی قرار دهد. اما یکی از تفاوت های اساسی بازی GTA با نسخه های بعدی آن، در زاویه ی دوربین بازی بود که نه تنها در زمان خودش، بلکه اگر امروزه نیز شاهد بازی هایی با جذابیت بازی GTA باشیم، حتی اگر نمای دروبین این شکلی داشته باشند، ارزش تجربه کردن را دارند، زیرا که زیر ظاهر ساده ی خود باطنی مهیج و سرتاسر جذابیت را پنهان کرده اند که هیچ حرفی را برای گفتن باقی نمی گذارند. نمای دوربین بازی GTA به شکلی بود که از بالای سر شخصیت بازی، وی را کنترل می کردید و تمامی روند گیم پلی و ماجرا های بازی را از زاویه ی بالا شاهد بودید.از حیث داستانی نیز بازی GTA دارای حدودا ۳۰ ماموریت بود که اکثرا به آشوب سازی و مبارزه با پلیس ها ختم می شوند. مطمئنا در سال ۱۹۹۷ همین مراحل که روندی تکراری و بدون تنوع را در پیش گرفته بوده اند، از جذابیت بسیار بالایی برخوردار بوده اند زیرا که بهتر از آن را هنوز تجربه نکرده بودند!

از نظر گرافیکی نیز بازی GTA که به صورت پیکسلی تشکیل شده بود، در کمال سادگی، ظاهری جذاب و بسیار زیبا را داشت که از مخلوطی از رنگ های مختلف و متنوع و جذاب در سطح شهر، تشکیل می شدند. حرف اول را از همان اول نیز در بازی GTA تنوع ماشین ها، محیط و سلاح ها می زد. همانطور که در تصویر نیز مشاهده می کنید سلاحی که شخصیت بازی در دست دارد یک اسلحه ی آتش افکن است که حضور آن در بازی های قرن ۱۹ چیزی فرای تصور بازی بازان آن زمان بوده. به طور کلی بازی GTA عملکردی چشم گیر و موفق را از خود برجای گذاشت که تا نسخه ی سوم، باری دیگر شاهد آن نبودیم. زیرا که بازی های GTA London و GTA 2 صرفا یک GTA 1 بودند که تحت تغییراتی جزئی و غیر حرفه ای قرار گرفته بودند و حرفی را برای گفتن نداشتند. زیرا که برای ساخت نسخه های جدید در سری بازی GTA، راکستار همیشه نیاز به چندین ایده ی جدید و نوآورانه داشته است که بتواند همیشه انقلاب های بزرگ را در صنعت بازی های ویدئویی بوجود بیاورد.

تصویری از دومین نسخه‌ی GTA

تصویری از دومین نسخه‌ی GTA

بعد از عرضه ی بازی GTA، نسخه های بعدی آن به ترتیب تحت عناوین بازی GTA London و GTA 2 عرضه شدند که همانطور که پیش تر نیز گفته شد، صرفا یک تکرار مکررات و تکرار ماجرا های بازی GTA بود که نتوانست موفقیت چندانی از خود بر جای بگذارد. زیرا هرچه که باشد، مگر یک بازی دو بعدی پیکسلی که ماجرا هایش حول محور آشوب سازی در شهر و مبارزه با پلیس ها اتفاق می افتند و فاقد یک داستان غنی می باشد، چقدر پتانسیل آن را دارد که خشنودی بازی باز ها از دو نسخه ی بعدی شبیه به آن را نیز تضمین کند؟ مطمئنا ایده های بزرگ و نوآورانه های راکستار برای ساخت بازی GTA London و بازی GTA 2 ته کشیده بوده و دیگر حرفی را برای گفتن در چنته نداشته است. تغییرات بازی GTA London به طور کلی تنها به طراحی محیط و چند ماشین جدید و یک موسیقی متن جدید ختم می شد که برای سفر از نسخه ای به یک نسخه ی دیگر یک بازی نظیر بازی GTA تغییرات بسیار کم و غیر قابل قبولی به شمار می رفتند. هنگامی که بازی GTA London در سال ۱۹۹۹ عرضه شد با ناخشنودی های منتقدان همراه بود که برای بازی ضعف های بسیار زیادی را یادآور شده بودند اما هرچه که باشد برای طرفداران، بازی GTA London یک GTA جدید است و تجربه ای بسیار لذت بخش و مهیج را به گیمر ها تقدیم می کند. مخصوصا اگر شاهد یک تغییر چشمگیر و مثبت در طراحی محیط یعنی حضور در خیابان های لندن را شاهد باشیم. اما در هر صورت بازی GTA London، آنطور که باید، نتوانست کار خود را به اتمام برساند و میدان مبارزه را برای ورود بازی GTA 2 ترک کرد!

بازی GTA 2 دقیقا همان چیزی بود که گیمر های طرفدار سری بازی GTA می خواستند، اما همچنان از نظر منتقدان یک بازی ضعیف و غیر قابل تحمل محسوب می شد. در بازی GTA 2 به طور کلی شاهد ۳۰ ماموریت جدید نسبت به نسخه ی قبلی یعنی بازی GTA بودیم که خود یک تغییر بسیار خوب و مثبت به شمار می رفت، اما چه بسا که ۳۰ ماموریت تکراری و شبیه به هم به ۳۰ ماموریت پیشین افزوده می شدند که البته برای گیمر های سال ۱۹۹۹ یک بازی تمام عیار و جذاب و به نوعی شاهکار محسوب می شد. همچنین در قسمت سلاح ها و ماشین ها نیز تغییرات بسیار زیادی را شاهد بودیم که جلوه ای دیگر از آشوب و درگیری های دیوانه وار را در بازی GTA 2 به مخاطب تقدیم می کرد. همچنین از بزرگترین و مهم ترین تغییرات بازی GTA 2 نسبت به نسخه های پیشین که یک به نوعی نمی توان نام آن را تغییر گذاشت و صرفا یک نوآوری خالص محسوب می شد، می توان وجود امکان تاکسی رانی و اتوبوس سواری و مسافر کشی به وسیله ی آنان و کسب درآمد را نام برد که در سال ۱۹۹۹ یک فرصت بسیار خوب و انکار نشدنی برای طرفداران به شمار می رفت و ساعت های طولانی آنها را پای کنسول های خود میخکوب می کرد. گرافیک بازی نیز تغییرات چندانی با نسخه ی قبل نداشت، زیرا تا جایی که سازندگان از پسش بر می آمدند و کنسول های آن زمان نیز توانایی پردازش آن را داشتند، در بازی GTA بر روی گرافیک آن کار کرده بودند و خلق یک گرافیک جدید و بسیار قدرتمند علاوه بر بالا رفتن سطح علوم سازندگان، به کنسول های جدید و به مراتب قدرتمند تر نیاز داشت که سالها بعد با عرضه ی کنسول ها PS2 و Xbox این آرزو به حقیقت تبدیل شد. البته باید در نظر گرفت که یک بازی دو بعدی و پیکسلی نسبت به نسخه های قبلی خود نیاز به تغییرات چندانی ندارد و تنها جزئیاتی جدید باید به محیط اضافه شوند که راکستار نیز کاملا از پس آن برآمده بود و تمامی تلاش خود را در این زمینه به کار بسته بود تا بهترین تجربه را از سری بازی GTA به صورت دو بعدی و پیکسلی به گیمر ها تقدیم کند. البته بازی GTA 2 به نوعی اختتامیه ای برای GTA های دو بعدی بود و از بازی GTA 3 شاهد گرافیکی قدرتمند و نمای دوربین به صورت سوم شخص بودیم که انقلابی جدید در عرصه ی بازی های ویدئویی را بوجود می آورد.

تصویری از سومین نسخه‌ی GTA

تصویری از سومین نسخه‌ی GTA

و اما نوبت به یک عنوان انقلابی در سری بازی GTA می رسد که در زمان عرضه ی خود یعنی سال ۲۰۰۱ یک شاهکار مهار نشدنی و یک بازی بسیار قدرتمند و پرطرفدار بود که حتی تحسین منتقد هارا نیز بر انگیخت. در سال ۲۰۰۱ و در بازی GTA 3 نه تنها تمامی انتظارات گیمر ها و منقدان آن زمان برآورده شد؛ بلکه راکستار چیزی فراتر از خواسته ها و انتظارات آن ها را تدارک دیده بود که از بازی GTA 3 یک غول مهار نشدنی و قدرتمند را خلق می کرد. داستان بازی GTA 3 مربوط می شود به ماجرا های شخصیت اصلی و قابل کنترل آن در بازی که Claude نام دارد. داستان از جایی آغاز می شود که Claude به همراه چند نفر از دوستانش که یک اکیپ سرقت قدرتمند را تشکیل داده بوده اند اقدام به یک سرقت بزرگ و مسلحانه از یکی از بانک های بزرگ شهر می کنند که اتفاقا با موفقیت کامل، به اتمام می رسد و صاحب پول هنگفتی می شوند که بوسیله ی آن سال های سال می توانند خرج و مخارج خود را تامین کنند. در اوج خوشحالی و خوشبختی Claude ور دیگر همراهان و دوستانش که در سرقت از بانک با او همکاری کرده اند، به سر می برند، یکی از افراد گروه و نزدیکان Claude به او و گروهش خیانت می کند و تمامی ماجرای سرقت مسلحانه از بانک و همچنین محل حضور Claude را به پلیس ها اعلام می کند و طی یک فرایند کوتاه، به دلیل خیانت یکی از اعضای گروه، Claude و گروهش که از بانک سرقتی مسلحانه را به انجام رسانده بودند، دستگیر می شوند و به زندان می روند و پس از مدتی نسبتا طولانی، آزاد می شوند. Claude که هم اکنون یک فرد خشم دیده و جویای انتقام است، به دنبال فرد خیانت کار می گردد تا از وی انتقام بگیرد. اینگونه است که ماجرا های شما و شخصیت اصلی و قابل کنترل در بازی GTA 3 یعنی Claude آغاز می شود که به راستی ماجرایی مهیج و جذاب را روایت می کند که نظیرش در سال ۲۰۰۱ بسیار کم و معدود بود، اما راکستار توانسته بود از پس آن بر بیاید و یک بازی کامل و بی نقص را در زمینه ی داستانی به عرضه برساند.

بعد از بررسی داستان گیرا و بدون نقص بازی GTA 3 نوبت به گیم پلی آن می رسد که بررسی آن و مقایسه با نسخه های پیشین سری بازی GTA به خودی خود یک مقاله ی بلند بالا خواهد شد. همانطور که پیش تر نیز به آن اشاره شد، زاویه ی دوربین در بازی GTA 3 نسبت به نسخه های قبلی خود در سری بازی GTA تغییرات اساسی و بسیار زیادی را شاهد بوده به نوعی که باید بگوییم زاویه دوربین از دو بعدی و نمای دید بالا، به سوم شخص و همچنین اجسام سه بعدی تبدیل شده است که فرای تصورات گیمر ها در سال ۲۰۰۱ عمل کرده است. برای اولین بار قادر بودید با جزئیات بسیار بالا و کاملا قابل تشخیص (!) اقدام به دزدیدن ماشین ها کنید و به رانندگی بپردازید. مهم تر از آن می توانستید با اسلحه های خود نشانه گیری و سپس شلیک کنید که در این زمینه انیمیشن های مبارزه ی تن به تن نیز برنامه ریزی شده بودند که برای تنوع بیشتر آن حتی سلاح های سرد نظیر چاقو و چوب نیز در بازی جای گرفته بودند. یکی از مهم ترین نکات قوت بازی که به زمان عرضه ی آن یعنی سال ۲۰۰۱ نیز مربوط می شود، گرافیک بازی است که حرفی را برای گفتن باقی نمی گذاشت. جزئیات ماشین ها و محیط و شخصیت های داخل بازی از گرافیک های مثال زدنی و قابل تحسین آن سال محسوب می شد. همچنین تخریب پذیری بازی GTA 3 نیز حرف های زیادی را برای گفتن دارد که البته نقصی را که در این بخش می توان شاهد بود، آتش گرفتن و منفجر شدن ماشین ها در مدتی بسیار کوتاه و تصادف های بسیار جزئی که منجر به آتش گرفتن بازی می شوند را می توان یاد آور شد که البته این موضوع را هم می توان گذاشت به حساب بی تجربگی سازنده بازی GTA 3 یعنی راکستار که پیش بازی GTA 3 بازی دیگری را در این سبک به صورت سوم شخص نساخته بود و اینگونه اشتباهات و نواقص را نیز باید عضوی جدا نشدنی از یک بازی در نظر گرفت. به طور کلی بازی GTA 3 شروع یک تراژدی بی پایان بود که از آینده های درخشان آن نیز می توان بازی GTA V را نام برد که از بزرگترین بازی های نسل هفتم شناخته می شود. پیشنهاد می‌شود بررسی بازی GTA V | جنایت، اینبار سه نفره را مطالعه کنید. به نوعی می توان بازی GTA 3 کلید اصلی برای خلق بازی بسیار بزرگ و پر طرفدار که بیشتر فروش بازی در سال های اخیر را نیز داشته و رکورد های بسیار زیادی را شکسته و حتی به گینس نیز راه پیدا کرده، دانست که همین موضوع باعث می شود تا گیمر بیش تر از قبل به ارزش بالای بازی GTA 3 پی ببرد. همچنین فراموش نکنید که تجربه ی بازی GTA 3 که هم اکنون سال های بسیار زیادی از زمان آن گذشته، هم چنان لذت بخش است و جذابیت های خاص خودش را دارد. البته نباید فراموش کنید که پیش از تجربه ی آن باید ذهن خود را وارد سال ۲۰۰۱ کنید و از دید یک گیمر در سال ۲۰۰۱ به آن بنگرید. اینجاست که نهایت لذت را از بازی GTA 3 می برید و به هیچ وجه از تجربه ی دیررس آن پشیمان نخواهید شد، زیرا که راکستار پدیده ای جنجالی را برای گیمر های سراسر دنیا خلق کرده.

تصویری از نسخه‌ی چهارم GTA

باز هم راکستار و خلق یک شاهکار دیگر! تقریبا یک سال از عرضه ی بازی GTA 3 که انقلابی بزرگ را در عرصه ی بازی های ویدئویی به پا کرد، بازی GTA Vice City بوسیله ی راکستار معرفی و عرضه شد و توانست عملکردی بسیار درخشان و چشم گیر و به نوعی یک انقلاب دیگر را از خود بر جای بگذارد. بازی GTA Vice City به قدر بزرگ شد که توانست در دل بسیاری از گیمر های سرتاسر جهان، جای مخصوص به خود را پیدا کند و یکی از بهترین بازی های سال ۲۰۰۲ نیز قلمداد شود که برای راکستار یک موفقیت بی حد و حصر محسوب می شود. داستان بازی مربوط می شود به شخصیت اصلی بازی GTA Vice City که تامی ورستی نام دارد و زمان زیادی نیز از آزادی اش از زندان شهر Vice City نمی گذرد و مجازات زیادی را از بابت اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده، تحمل کرده. اما طولی نمی کشد که سریعا اقدام به ورود به باند های خلافکاری و مافیای شهر Vice City می کند و باری دیگر ماجرا های جرم و جنایت ها و مقابله با پلیس هارا از سر می گیرد. همین ماجرا نوید از آن می دهد که با شخصیتی کله شق و بی پروا رو به رو شویم که تامی ورستی نیز مناسب ترین شخصیت برای جای گرفتن تمامی این صفات در بطن شخصیتی اوست. بازی GTA Vice City در زمینه ی گیم پلی و تعامل گیمر با بازی، نسبت به نسخه ی قبلی شاهد تغییرات زیادی نبوده و بیشتر تمرکزات خودش را بر روی خلق محیطی بزرگتر، گرافیکی پر جزئیات تر و داستانی غنی تر کرده که به راستی در تمامی این زمینه ها در سال انتشار خود یعنی سال ۲۰۰۲ نسبت به دیگر بازی های آن سال، عملکردی چشم گیر را از خود بر جای گذاشت و باری دیگر باعث شد که سری بازی GTA شاهکاری مهار نشدنی از نظر عام و خاص شناخته شود. همچنین از حیث گرافیک نیز بازی GTA Vice City تغییراتی چشم گیر را نسبت به نسخه ی قبلی خود یعنی بازی GTA 3 شاهد بود که به یقین از بهترین گرافیک های سال ۲۰۰۲ محسوب می شد. بازی GTA Vice City بیش از این حرف های بیشتری را برای گفتن باقی نمی گذارد و تنها قضاوت را به شما می سپاریم که توانایی های استدیوی راکستار چقدر می تواند زیاد باشد که بازی ای نظیر بازی GTA 1 بتواند روزی به بازی هایی نظیر بازی GTA V تبدیل شود و به نوعی یکی از بهترین پیشرفت های نسخه به نسخه را نیز تنها در سری بازی GTA می توانیم شاهد باشیم زیرا که در نسخه های مختلف شاهد تغییرات عمده و بسیار زیادی در بازی از سوی سازندگان بوده ایم که به نوعی نوآوری هایی محسوب می شوند که بازی در دست ساختشان را بیش از پیش محبوب و جذاب می کند. بعد از عرضه ی بازی GTA Vice City به ترتیب بازی های GTA San Andreas، بازی GTA IV و بازی GTA V به همراه نسخه های فرعی و اضافه شونده های متعدد عرضه شدند که روندی صعودی ار مرحله به مرحله ی ساخت این سری می توان شاهد بود. بهتر است بررسی بازی GTA IV | نیکو، سارقی چیره دست و مقاله‌ی بررسی بازی GTA San Andreas | مروری بر خاطرات را مطالعه نمایید. درکل سری بازی GTA چیزی فراتر از یک بازی معمولی است و توانسته بسیاری از مرز ها و تعاریف صنعت بازی های ویدئویی را در هنگام عرضه ی خود، تعیین کند. دقیقا همان کاری که بازی هایی نظیر Call of Duty و Half Life و Doom با سبک شوتر اول شخص کردند را در تکامل سری بازی GTA و تشکیل سبک جهان آزاد می توانیم مشاهده کنید. پس حق دارند کسانی که دیگر بازی های جهان آزاد را یک نسخه ی جدید از سری بازی GTA می دانند!!!

اشتراک گذاری
خبرنامه

3 دیدگاه

یک نظر دهید